ابراهيم اصلاح عربانى
118
كتاب گيلان ( فارسى )
جدول شمارهء 3 - تعداد ، نسبت و مساحت بهرهبرداريهاى كشاورزى در گيلان ( 1353 ) موضوع غيرقابل ترديد افزايش تعداد و مساحت واحدهاى بهرهبردارى كوچك يعنى كمتر از يك هكتار است . اين گروه از طبقات بهرهبردارى كه با خصوصيات كمّى خود در جدول 2 يعنى اطلاعات مربوط به قبل از اصلاحات ارضى در سال 1339 قابل مقايسه است ، نشان مىدهد كه تعداد واحدهاى بهرهبردارى كمتر از يك هكتار از 41400 واحد در سال 1339 به 91257 واحد در سال 1353 ( خاتمه اصلاحات ارضى در گيلان ) افزايش يافته است . به همين ترتيب مساحت واحدهاى بهرهبردارى كوچك نيز افزايش چشمگيرى داشته يعنى از 19777 هكتار در سال 1339 به 35906 هكتار در سال 1353 رسيده است . به عبارت ديگر پس از انجام اصلاحات ارضى كه طى آن تقسيم اراضى ميان كشاورزان بىزمين يا كمزمين صورت گرفت تعداد واحدهاى بهرهبردارى كوچك و نسبت آنها به كل تعداد واحدها ، همچنين مساحت اراضى اين طبقه از بهرهبرداريها به شدت افزايش يافت . چون جدول شماره 2 و 3 در طبقهبندى بهرهبرداريها از نظر وسعت با يكديگر تفاوت دارند جدول شماره 4 ، با توسل به يكسانسازى طبقات بهرهبردارى در هر دوره ، تنظيم شده است كه كار مقايسه را آسانتر و دقيقتر مىسازد . جدول شمارهء 4 - مقايسهء تغييرات تعداد و وسعت بهرهبرداريهاى كشاورزى در استان گيلان ، قبل و بعد از اصلاحات ارضى در سال 1353 و 1339 مقايسه جدولهاى 2 و 3 با يكديگر پس از همسانسازى طبقات بهرهبردارى كه به صورت جدول 4 درآمده ، نتايج ملموس اصلاحات ارضى يا به عبارت بهتر تقسيم اراضى را در گيلان به خوبى نشان مىدهد . قابلتوجه است ، كه علاوه بر واحدهاى كوچك بهرهبردارى ( كمتر از يك هكتار ) هم از نظر تعداد و هم از لحاظ مساحت افزايش چشمگيرى داشتهاند ، واحدهاى بهرهبردارى متوسط ( از 1 تا 5 هكتار ) نيز كه عموميت بيشترى دارند ، به دنبال اصلاحات ارضى افزايش يافتهاند . اين بدان معناست كه انجام اصلاحات ارضى خردهمالكى را در گيلان بيش از پيش رواج داده و بهطور كلى روابط زميندارى را در حد قابل ملاحظهاى تعديل بخشيده است . در همين رابطه ملاحظه مىشود كه تعداد و مساحت واحدهاى بهرهبردارى 5 تا 10 هكتار و 10 تا 50 هكتار كه قبل از اصلاحات ارضى گسترش قابل توجهى داشتند به نسبت كاهش يافته است . اين كاهش در واحدهاى بهرهبردارى 10 تا 50 هكتار بسيار شديد بود ، به طورى كه تعداد اين واحدها از 1664 واحد در سال 1339 به 215 واحد در سال 1353 و وسعت آنها در همين فاصله زمانى از 37911 هكتار به 6306 هكتار كاهش يافته است . اين اراضى عمدتا متعلق به مالكين سابق بوده و طى مرحله دوم اصلاحات ارضى بين كشاورزان صاحب نسق تقسيم شده است . اما در كنار اين كاهش چشمگير ، ملاحظه مىشود كه واحدهاى بهرهبردارى بيش از 50 هكتار چه از نظر تعداد و چه مساحت مجددا افزايش يافته است . واحدهاى بهرهبردارى بيش از 50 هكتار كه تعداد آنها از 10 واحد در سال 1339 به 32 واحد در سال 1353 رسيد از نظر مساحت نيز با افزايش چشمگيرى روبرو گرديد . بدينترتيب كه مساحت آنها از 2281 هكتار يعنى 9 / 0 درصد مساحت كل اراضى در سال 1339 به 6379 هكتار يا 4 / 2 درصد كل اراضى در سال 1353 افزايش يافته است . اين واحدها عمدتا واحدهايى هستند كه مالكين ، با استفاده از تبصره مستثنيات قانون اصلاحات ارضى ، زمينهاى زير كشت زراعتهاى سالانه خود را به باغ و قلمستان تبديل كرده و يا اقدام به غرس درختان چنار و صنوبر نمودند تا از شمول اصلاحات ارضى بر كنار باشند . افزايش سطح زير كشت محصولات دايمى ، چايكارى ، باغهاى مركبات و يا درختكارى در زمينهاى زير كشت سالانه سابق در شهرستانهاى مختلف استان گيلان به خوبى مؤيد بازتاب مزبور در مقابل قانون اصلاحات ارضى است . اما نكته قابلتوجه ديگرى كه بايد بدان اشاره كرد ، كاهش كل مساحت اراضى كشاورزى در سال 1353 نسبت به سال 1339 است . همانگونه كه جدول 4 نشان مىدهد ، مساحت اراضى زراعى استان از 281875 هكتار در سال 1339 به 265065 هكتار در سال 1353 كاهش يافته است . كاهش حدود 16810 هكتار زمين از كل اراضى كشاورزى استان امرى نيست كه از ديدگاه تحليلى به دور مانده باشد . مسلما عوامل زيادى در اين كاهش نقش داشتهاند كه لازم است به آنها توجه شود . به نظر نگارنده عوامل زير را مىتوان در كاهش مساحت اراضى كشاورزى گيلان پس از اصلاحات ارضى مؤثر شمرد : 1 - سقوط منزلت شغل كشاورزى در مقايسه با مشاغل فريبنده و پرجذبه خدماتى شهرى . 2 - كاهش ارزش افزوده توليدات كشاورزى مانند برنج ، چاى ، توتون ، كنف و محصولات ديگر به دليل توجه به واردات و عرضه آنها در بازار داخلى به قيمت ارزان .